....
دیروز وقتی از سرکار برگشتم خونه این دختر آسمونی من نذاشت که لباسم رو عوض کنیم مستقیما منو برد تو آشپزخونه و گفت که الا و بلا که باید همین الان برام یه چیز بپزی میگم چی میگه یه چیز بپز دیگه ...
منم از ابتکارات مادرانه استفاده کردم یه فرنی میکس از طعم های مختلف براش پختم که حسابی خوشش اومد.
فکر کنم که چون متوجه شده من وقتی میرسم خونه اول واسه هانیه یه چیز میپزم حالا گیر داده که نه اول برای من درست کن بعد لباساتو عوض کن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


....
